اگه يه روز بياي بگي كه ديگه دوستت ندارم
واسم مهم نيست به خدا
مي رم و تنهات مي زارم
يه وقت نياي
برو ... برو...
دلم شكست
جمعش نكن
شيشه كه نيست
اينجوري بدترش نكن
تو رو خدا برو .. برو
ديگه نياي
تو اين غزل يا جاي من يا جاي تو
اين دفعه نوبت منه
بزار بگم اينم كمه
يه عمره گيتار مي زنم
تو بغض شب تار مي زنم
تو غصه هام جار مي زنم
كاشكي نديده بودمت
اين دفعه نوبت تو
با خودتم
خوب مي دوني
اگه يه روزي اومدي به قلب من سر بزني
قفس نيار
جا نميشه
ايندفه اما.. نميشه
مي خوام که عادتم بشه
برو .... برو
اينو يه بار گفته بودم
مي خوام که باورت بشه
دلم برات تنگ نميشه
بزار تمومش بکنم
ميخوام فراموشت کنم
|
+| نوشته شده توسط
عسل در یکشنبه نهم مهر 1385
|